ذبيح الله صفا
900
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
بليانى ببزرگى نام برده است . اين منظومه بسال 743 اتمام پذيرفت « 1 » . كمالنامه « 2 » منظومهييست عرفانى در دوازده باب بر وزن سير العباد سنائى و بپيروى از سياق آن ، مشتمل بر خطاباتى با عناصر و ارواح و عقول و جز آنها در يكهزار و هشتصد و چهل و نه بيت و يا اندكى بيشتر و كمتر ( بنابر اختلاف نسخ ) كه بسال 744 هجرى تمام شد « 3 » . اين مثنوى را خواجو بنام و به ياد پيشواى طريقت مرشديه يعنى شيخ مرشد الدين ابو اسحق كازرونى ( م 426 ) آغاز نموده و باسم شاه شيخ ابو اسحق اينجو ( مقتول در سال 758 ) ختم كرده است . گوهرنامه « 4 » يا گهرنامه « 5 » منظومهييست در يكهزار و بيست و دو بيت « 6 » در بحر هزج مسدس مقصور يا محذوف كه بسال 746 باتمام رسيده است « 7 » و شاعر آن را بنام امير
--> ( 1 ) - روز الف بود كه و الا دبير * نقش قصب باز گرفت از حرير جيم زيادت شده بر ميم و ذال * و آمده چون عين منّعل هلال . . . الخ ( 2 ) - مرشدم در رسيد چرخزنان * دست داده بدست هفتتنان . . . نام نظمم كمالنامه نهاد * وز كماليتم درى بگشاد ( 3 ) - ماه دى بود و چرخ سنجابى * در پس ابرهاى سيمابى زال زر در هزيمت از بهمن * رفته در زير آبگون جوشن شد بتاريخ هفصد و چل و چار * كار اين نقش آزرى چو نگار ( 4 ) - چو كردم گوهر افشان نوك خامه * گهرنامه نهادم نام نامه ( 5 ) - اگر چون مشترى صاحب قرانى * بدانى همچو خورشيد اين معانى كه گوهرنامهء ما گر بهائيست * بهايش در درج كبريائيست ( 6 ) - : چو اين ابيات مطبوعت پسندست * اگر خواهى كه بشمارى كه چندست حسابى از نظام الملك برساز * و از آن مجموع لام و نون بينداز يعنى از نظام الملك ( - 1112 ) لام ( - 40 ) و نون ( - 50 ) را حذف كن . - از صفحهء پيش ( 7 ) - شب آدينه بود و روز برجيس * سعود آسمان ناظر ز تسديس مه تير و ز مه يك نيم رفته * ز هجرت ذال و واو و ميم رفته يعنى به ترتيب 700 باضافهء شش باضافهء چهل .